یادداشتی در حاشیۀ نقد سکولار بر دین بهائی: مار
گزیده و ریسمان سیاه و سفید
کاویان صادق زاده
میلانی
مقالۀ جالب و مفید خدمت
سرور فرهیخته آقای نوری علاء تحت عنوان «گره کور احزاب مذهبی» را در سایت
سکولاریسم نو خواندم و مطابق معمول از بررسیها و نقدهای آن استفاده بردم:
http://www.newsecularism.com/Nooriala/062708-Religious-Parties.htm
شاید لازم باشد که در
آغاز کلام اذعان کنم که بنده از طرفداران نقدها و فعالیت های ادبی و نوشتاری
اسماعیل نوری علاء هستم و مقاله ای ایشان را عموما خوب و با دقّت می خوانم.
مقالۀ بالا را نیز با همان دقّت همیشگی که لازمۀ مطالب پر محتوای ایشان است خواندم. گرچه چند جای مقاله مانند اشاره به اقلیتهای قومی و نژادی ایرانی درچارچوب بحث سکولاریزم—که بحثی پیرامون جدا بودن یا نبودن دین از سیاست دارد—و تحلیل ایشان از حرکتهای درون طیف شیعی که بدون در نظر گرفتن ابعاد تاریخی آن مطرح شده اند، جای گفتگو و نقد بیشتری دارد، ولی روی هم رفته مقاله ای مستند و مفید و شامل نقد مهمی از قدرت و به عبارت ایشان "ماشینهای قدرت" دارد و معضلات مهمی را مطرح و راهکارهای جالبی را ارائه می کند. البته خود نگارنده نیز ادعا نمی کند که بحث کامل و تمام است و مشخص است که یادداشتی کوتاه نمی تواند در برگیرندۀ کامل و فراگیر نظرات سیاسی و نظری ایشان باشد.
ادامه مطلب
ایمان کمالیان
1.برای شروع مطلب سه فرض زیر
را مرور می کنیم:
1- بهائیان بر این باورند که قائم آل محمد در سال 1260 هجری قمری ظاهر شده و آثار کتبی بسیاری از خود به جای گذاشته است. قائم آل محمد، ظهور شخصی بلافاصله بعد از خود را بشارت داده است. او بهاءالله شارع دیانت بهائی است. تعالیم و آموزه های دیانت بهائی متناسب با این مرحله از رشد و ترقی عالم انسانی است و جامعه بشری را در طی چندین قرن ، به مرحله بعدی از تمدن بشری به پیش خواهد برد.
ادامه مطلب
