تبليغاتX
استادِ ازل - نامۀ یک جوان بهائی ایرانی به مسوولان نظام در ایران
گفتمانهای دینی معاصر

16/4/1387

نویسنده : مقدم

ولات امور و ملاذ جمهور در كشور مقدس ایران ملاحظه فرمایند،

بیش از یكصد و شصت سال از ظهور آیین بهایی ، كه بنا به مشیت یزدانی و اراده حضرت رحمن از كشور مقدس ایران به ظهور رسیده است می گذرد. صفحات تاریخ این دیانت الهی از زمان آغاز تاكنون مشحون از جانبازی و فداكاری پیروان و عاشقانی بوده كه به یاری خرد و عقل خویش و نیروی خلل ناپذیر ایمان  و عشق خود لحظات حیاتشان را ذره ذره به ساحت حضرت پروردگار و در راه تحقق صلح جهانی و اخوت و برادری همه ملل و نژادهای عالم نثار نموده‌اند.

 به عنوان نمونه در عهد قاجار هنگامیكه امیر كبیر به شخصه در میدان قربانی و شهادت هفت بابی ظاهر و ایشان را به تبری از آیین حضرت باب ،‌ موعود كتابهای آسمانی ، اجبار نمود و كل عاشقانه و عاقلانه شهادت را بر تبری ترجیح دادند یكی از آن شهدا خطاب به مردم حاضر كه جهت مشاهده جانبازی ایشان اجتماع نموده بودند فرمود كه جهت استخلاص مردمان از بندهای جهالت و تعصب ، جان را به رایگان در سبیل جانان نثار می نماید تا آن قلبهای لبریز از بغض و كین به اعراش محبت خلد برین تبدیل شده تا قابل حصول فیض حضرت ذوالمنن گردد . كلامی كه فوق عقول عصر قاجار بود. افسوس كه دولتمردان آن زمان به منشاء و راز نهفته در آن قلوب كه سبب ترقی و ترویج برادری و صلح نه در ایران كه در تمام جهان می شد پی نبردند و آن جواهر گرانقدر و آن مشاعل وفا را با تیغ ظلم و جفا از پای در آوردند و سرانجام آن وزیر غدار فرمان تیرباران وشهادت حضرت باب را صادر نمود نفس مقدسی كه احیا عالم و ایران در تعالیم او نهفته بود.

 سپس در پی حوادث بعدی حضرت بهاالله یگانه نفسی كه می توانست ایران را از آن غرقاب تباهی و فساد نجات بخشد را برای همیشه از ایران اخراج و تبعید نمودند و باز غافل از آنكه احیا عالم و ایران جز با تعالیم نجات بخش حضرت ذوالجلال كه به مظهر و فرستاده‌اش ، حضرت بهاالله اعلام فرموده به طریق دیگری هرگز میسر و ممكن نخواهد بود ، یا از آن تعالیم با بی اعتنایی و كبر و نخوت گذشتند و یا آنكه با وقاحت و دروغ تعالیم الهی را واژگونه و دگرگونه به اهالی ایران معرفی نمودند.

 از آن تاریخ تاكنون بیش از بیست هزار نفس مبارك خون خویش را در گوشه و كنار این كشور مقدس نثار ساختند تا هم شاهد و درس عینی دلدادگی به سایر هموطنان ارجمند خویش نشان دهند و هم درخت وحدت عالم انسانی را كه مقدر شده نتیجه تمدن شكوهمند جهان زاده و ثمره آن باشد را  به منصه ظهور رسانیده ، آن را آبیاری نمایند . هنگامی كه بهاییان در نقاط دور دست ایران به تاسیس مدارس و صرفا جهت ترویج علم و دانش و زدودن بیسوادی از چهره ایران و نه ترویج آیین بهایی اهتمام می ورزیدند و فی المثل نام " وحدت نوع بشر " بر آن مدرسه نهادند جز بینش و اعتقادی عمیق در برابری و برادری همه ملل جهان ( یا جهت بهتر فهمیده شدن كلام و بنا به اصطلاحات مسلمین چه مومن و چه مشرك ) بر چه چیز دیگری می توانست مدل باشد. متاسفانه كلیه مدارس بهایی به فرمان رضاشاه پهلوی در اوان سلطنتش تعطیل و تاكنون اجازه افتتاح نیافته است.

اشتباه دولتمردان و عدم تشخیص صحیح ایشان در اهداف و آرمانهای دیانت بهایی همواره مایه سوتفاهم و بروز فجایع غیر قابل جبران و ظالمانه برای جامعه بهایی شده است . گرچه در برخی موارد نمی توان نام اشتباه بر آن حوادث گذاشت و در اكثر قریب به اتفاق موارد تضاد منافع دنیوی مخالفان با مقاصد اخروی بهاییان و اغراض شخصی معاندان ، سبب كشتار پیروان حضرت بهالله گشته است . اما بر هر فرد منصفی پوشیده نمانده كه نفس عدم مقابله به مثل بهاییان با مرتكبین فجایع نشانه اعتقاد و ایمانی عمیق به تعالیمی است كه نیاز جامعه فعلی ایران و جهان می باشد .

 حضرت بهاالله برای اثبات مدعای خود به اقدامی مبادرت فرمودند كه در تاریخ ادیان بی نظیر و بی مثیل است و از بخشش لانهایه الهی و خارج از تفكر ما حكایت دارد . از زندان عكا واقع در امپراطوری عثمانی لوحی خطاب به ناصرالدین شاه ارسال فرمودند تا حضرتش را در طهران در مقابل علما حاضر و آنچه مایل است سوال نماید اگر به اجابت مقرون شد سر تعظیم در برابر آن موعود كتب آسمانی و منجی امم و ملل فرو آورده و الا هر حكمی را كه لایق دید اجرا نماید . افسوس كه شاه ایران با قتل فجیع قاصد هفده ساله لوح ، پاسخ خود را اعلام نمود و از فرصتی عظیم كه در طول تاریخ عالم هیچگاه به وجود نیامده بود غفلت و استنكاف ورزید و خود و اهل ایران را از مواهب ایمان بی بهره ساخت.

آنچه كه بسیار دردناك و قابل تاسف است اینست كه با گذشت بیش از یك قرن و نیم هنوز اولیای امور در راه شناخت تعالیم و آثار حضرت بهاالله عزم را جزم ننموده و قدمی برنداشته‌اند و بی آنكه متوجه منشاء الهی و آسمانی این دیانت باشند و یا تمایلی به شناخت ریشه های روحانی مقاومت غیر قابل انكار جامعه بهاییان ایران امروز كه اعتقادات خود را با منافع دنیوی معامله نمی نمایند نشان دهند همچنان به استمرار اذیت و آزار پیروان این دیانت جدید و اعمال ستمكارانه پرداخته و باز از آن دردناك تر آنكه نه تنها خود به آیین بدیع ربانی مومن نشده و در برابر اراده الهی سر تعظیم فرود نیاورده كه با ارعاب و تهدید و اشاعه تهمت و تكفیر مانع از اقبال و ایمان دیگر هموطنان به این آیین الهی میشوند. از اعمال ستمكارانه ای كه قلب میلیونها بهایی در سراسر جهان را متالم و جریح ساخت می توان به تخریب بیت حضرت باب در شیراز كه همانند كعبه در نزد مسلمین ، برای بهاییان عزیز و گرامی بود یاد نمود. كه بهاییان با سرشك خون و حزنی عظیم و روحی متالم آن درد و الم و مصیبت و ماتم را با صبر و سكون تحمل نموده وبا تظلم به مراجع امور خواهان رسیدگی و دفع ظلم شدند كه متاسفانه همانند دیگر امور تا امروز بلانتیجه مانده است .

سیر قهقهرایی كه ایران امروز با آن مواجه است بر هیچ فرد هوشمندی پوشیده نیست . مشكلات و معضلاتی كه دامنه آن هر روز وسیعتر از روز قبل شده بر هیچ فرد منصفی از جمله دولتمردان عالیقدر و هوشمند مستور و مخفی نمانده است و این مشكلات نه فقط گریبان ایران كه گریبان همه عالمیان را فراگرفته است . بیش از یك قرن قبل حضرت بهاالله مشكلات كنونی دنیای امروز را پیش بینی فرموده و راه علاج آن را در تعالیم خویش بیان نمودند . آن مربی آسمانی كه سراسر عمر خود را در تبعید و زندان به سر برد تا از این جهان درگذشت در كتب و الواح و آثار بیشمار خود راه علاج را نشان دادند. از جمله در وصیت نامه خویش باز آن را تكرار كرده ،  راه درمان درد منافرت جهانی را الفت و نوع دوستی و خیرخواهی نسبت به همه اهل عالم و ازاله آتش ضغینه و بغضا و خاموشی شعله تنفر و كینه كه در قلوب مردمان مستور بوده و به انحا مختلف به ظهور میرسد معرفی می نماید و روش اجرا را اعتقاد و عمل به تعالیمی كه حضرت قیوم نازل فرموده است میدانند.

سردمداران جهان آن روزگار با بی اعتنایی به این پیام آسمانی نگریستند گرچه حضرت بهاالله تك تك روسای مقتدر جهان آن روز را مخاطب قرار داده و برای هر یك لوحی نازل و ایشان مورد خطاب و هدایت قرار دادند ولی جهالت و غرور و خود بزرگ بینی آن پادشاهان و روسا مانع از ایمان ایشان گردید و نتیجه عدم اقبال و بی‌اعتنایی آنها دو جنگ جهانی و قتل میلیونها انسان بی گناه را به دنبال داشت و متاسفانه هنوز آن شیوه زمامداری بر عالم حاكم است و راه و مسیر تغییر پیدا نكرده و همچنان ادامه دارد. فقط امیدواریم قبل از آنكه بسیار دیر شود و نزاع دیگری در عالم رخ دهد ، غرور خود را زیر پا گذاشته در تعالیم حضرت بهاالله امعان نظر نمایند تا هرچه زودتر به تعالیمی كه حضرت پروردگار برای نوع بشر در این زمان نازل فرموده عمل و اعتقاد پیدا نمایند.

حال كه یاران ایران در بند شما دولتمردان محترم هستند ، موقعیتی غیر قابل تكرار برای شما عالیجنابان فراهم شده تا پند الهی حضرت بهاالله را مورد تحقیق و مداقه دقیق قرار داده از نتایج امور و میزان وخامت عدم اقبال به آیین آن حضرت اطلاع یابید . تاریخ درسهای عبرت آموزی در سینه خود نهفته دارد كه قطعا شما بهتر از حقیر به آنها واقفید. آنچه در تاریخ آمده شوخی نیست بلكه نتایج عملكرد مردمان آن زمان است. فی‌المثل استكاف دو ابرقدرت جهانی زمان حضرت محمد از پذیرش دیانت آن حضرت ، یا اعراض فرعون از فرمان حضرت موسی ، یا آوارگی یهودیان در نتیجه عدم اطاعت از حضرت مسیح . همچنین تاریخ پندهای هوشمندانه ای نیز عرضه میدهد مانند چگونگی اقبال حكام فرانسه به آیین حضرت مسیح و یا گفتگوی حاكم مصر باابوسفیان در باره پیروزی حتمی اسلام . راه انتخاب در دست شماست.

در خاتمه برای جلوگیری از یك سوتفاهم احتمالی باید به عرض برسد كه جاه و مقام ، منصب و منزلت ، وزارت و صدرات و امثال اینگونه امور كل در مرور بوده و همچون غبار از دامنی بر دامن دیگر می نشیند. لكن دامن یاران الهی و احبای رحمانی همواره از اینگونه غبارها مبرا بوده و خواهد بود.

الطاف لانهایه حق بدرقه راهتان .

 

 

 

نوشته شده توسط نیما در ساعت 3:4 | لینک  |